حجم تنهایی |
|
|
+نوشته شده درسه شنبه 30 مهر1387ساعت 19:28 توسط زینب |
آزاده جون بهت تبريك ميگم اميدوارم هميشه و همه جا موفق باشي نازنينم
آزاده یکی از بهترین دوستامه اونو خیلی دوسش دارم چون واقعا خانومه خوشحالی اون خوشحالی منه نارحتی اون که اصلا نمیتونم ببینم ناراحتی من
+نوشته شده درشنبه 13 مهر1387ساعت 7:30 توسط زینب |
من مي خواستم كه با تو بمونم تا هميشه اما تو رفتي و نگفتي عاقبت اين دل من چي ميشه حالا چرا باز برگشتي ميگي بي تو نميشه نمي خوامت ديگه برو گمشو از جلو چشام واسه هميشهروز اولي كه ديديمت تو نگاه فهميدم كه رسيدم بهت اومدي جلو دادي به من دوتا دستت خنديدي گفتي تنهايي شده بسه بگو چرا يهو عاشقت شدم چرا براي تو زنده ميشودم چون تو دست گرمت عشقو ديديم من اونيم كه بهش ميخنديدم تو ميگفتي عاشق شدي مثل من نترس بيا جلو قلبتو بدش به من حالا بيا بشين پيش من عشق من واسه بوسه از لبات من تشنهام يهو دلمو گرفتي تو به بازيچه و گفتي اگه دوستم داري بهم ثابت كن همه چي بهت ثابت كردم اما تو باور نداري
+نوشته شده دردوشنبه 8 مهر1387ساعت 8:37 توسط زینب | |
روزهاي كودكي: پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 اسفند 1385 شهریور 1385 پيوندها طراح قالب |