تبليغاتX
:: حجم تنهایی ::

حجم تنهایی



 

اولین روز امامت آقاست.

بعد مدتها خوشحالیم. چقدر برای من اس ام اس آمد . چقدر شوق .. چقدر امید

چقدر انتظار

عزیز دل ماست .. سرور ما .. تاج سر ما .. و ما چقدر به این مولا مفتخریم .

به مولای آبها و زلالی ها . ..

امروز قند توی دلمان آب می شود . غصه ها کم رنگند تنها دوری شماست

(مولای من ) که ته رنگ غروب را در دلمان نشانده ..

منتظریم ..

و نگاهمان به در مانده تا .. برگردی!

می شود آیا با گلهای نرگس نگاهت ما را با عطر غزلهای بیداری آشنا کنی ؟!

با آفتاب و آسمان ؟!

با مهر!؟

 

+نوشته شده درشنبه 26 مرداد1387ساعت 11:31 توسط زینب |