تبليغاتX
:: حجم تنهایی ::

حجم تنهایی



 

من مي خواستم كه با تو بمونم تا هميشه

اما تو رفتي و نگفتي عاقبت اين دل من چي ميشه

حالا چرا باز برگشتي ميگي بي تو نميشه

نمي خوامت ديگه برو گمشو از جلو چشام واسه هميشه

روز اولي كه ديديمت تو نگاه فهميدم كه رسيدم بهت

اومدي جلو دادي به من دوتا دستت

خنديدي گفتي تنهايي شده بسه

بگو چرا يهو عاشقت شدم چرا براي تو زنده ميشودم

چون تو دست گرمت عشقو ديديم

من اونيم كه بهش ميخنديدم

تو ميگفتي عاشق شدي مثل من

نترس بيا جلو قلبتو بدش به من

حالا بيا بشين پيش من عشق من

واسه بوسه از لبات من تشنه‌ام

يهو دلمو گرفتي تو به بازيچه و گفتي اگه دوستم داري بهم ثابت كن

همه چي بهت ثابت كردم اما

تو باور نداري 

  

 

+نوشته شده دردوشنبه 8 مهر1387ساعت 8:37 توسط زینب |